چرا حضور و فعاليت در شبكههاي اجتماعي براي برخي افراد به روال ماهانه، روزانه و يا حتي هر ساعته تبديل شده است؟ پژوهش جديد محققان به اين سوال پاسخ ميدهد.
به گزارش پايگاه "زد دي نت"، نتايج پژوهش جديد محققان دانشگاه "بوستون" بيانگر آن است كه دليل فعاليت گاه هر ساعته افراد در شبكههاي اجتماعي، پاسخگويي اين فعاليت به 2 نياز اجتماعي اساسي افراد است.
شبكههاي اجتماعي نيز مانند نامه، تماس تلفني، پيام فوري (IM)، پيام كوتاه متني، ايميل و حتي زودتر از آنها به عنوان ابزار ارتباطي مورد پذيرش افراد واقع شده است.
پژوهش جديدي با عنوان "چرا افراد از فيس بوك استفاده مي كنند؟" با هدف پاسخ دادن به اين سوال كه چرا شبكههاي اجتماعي تا اين اندازه در زندگي اجتماعي ما نفوذ كردهاند، از سوي "آشويني نادكارني" و "استفان جي. هافمن" صورت گرفته است.
اين محققان در اين پژوهش آوردهاند كه وبسايتهاي شبكههاي اجتماعي محبوبيت قابل توجهي ميان افراد پيدا كردهاند و عواملي كه به گسترش استفاده از شبكههاي اجتماعي منجر شدهاند را بايد مورد بررسي قرار داد.
فرضيه پيشنهادي آنان اين است كه انگيزه استفاده از شبكههاي اجتماعي از 2 نياز اساسي انسانها نشات ميگيرد:
1. نياز به تعلق
2. نياز به خودنمايي
اين دو محقق عواملي كه در دليل "نياز به تعلق" موثر هستند را شامل عوامل جمعيتشناختي و فرهنگي ميدانند و عوامل موثر در "خودنمايي" كه يك خصيصه شخصيتر نسبت به عامل اول است را وسواس به عنوان يك بيماري عصبي، خودپرستي، خجالت و عزت نفس بر شمردهاند.
آنان معتقدند به طور خلاصه بايد گفت كاربران فيسبوك كه حداقل ماهي يك بار در آن فعاليت ميكنند و هم اكنون بالغ بر 800 ميليون نفر هستند و پيشبيني ميشود تا پايان سال 2012 نزديك به يك ميليارد نفر برسند از خدمات اين سايت براي ارضاء 2 نياز اجتماعي اساسي در خود يعني نياز به "تعلق داشتن" و نياز به "خودنمايي" بهره ميبرند.
البته، فيسبوك نيز تحت تاثير عوامل بيروني از جمله پيش زمينه فرهنگي فرد، متغيرهاي جمعيت شناسي اجتماعي و ويژگيهاي شخصيتي قرار دارد.
نادكارني و هافمن در تلاش براي اثبات فرضيههاي بالا در تحقيقات خود به اين نتايج رسيدهاند كه زنان و اقليت هاي نژادي (رنگين پوستان) بيش از مردان و سفيدپوستان به فيسبوك تمايل دارند.
0..آيا دلايلي كه اين دو محقق دانشگاه بوستون در يك مقاله علمي هفت صفحهاي منتشر كردهاند از نظر شما كه از اعضاي فعال شبكههاي اجتماعي هستيد، قابل قبول است؟ دلايلي كه در نگاه اول به نظر ميرسد طيف وسيع كاربران اين شبكهها را افرادي شامل ميشوند كه از نوعي كمبود رواني رنج ميبرند و براي جبران آن به اين شبكهها پناه ميبرند.
آيا دلايل ديگري از جمله برطرف شدن تمامي نيازهاي آنلاين شما به صورت يكجا در اين شبكهها، پيش رفتن همگام با پيشرفتهاي تكنولوژيك روز، جذابيت خاص اين شبكهها، سهولت در برقراري ارتباط نسبت به ديگر راههاي موجود ارتباطي و صدها و هزارن دليل ديگر، نميتواند موثرتر از دو دليلي كه اين محققان ذكر كردهاند باشد؟